سیاتیک مقاوم به درمان

سیاتیک مقاوم به درمان شایع ترین نوع سندرم درد کمر و ساق پا است. سیاتیک به عنوان یک اصطلاح علامتی مزمن و پایدار شهرت خوبی دارد و درمان آن بسیار دشوار است. در واقع، بیمارانی که علائم آنها بیش از ۶ ماه طول می کشد، شانس بیشتری برای تحمل تمام عمر نسبت به همیشه دارند.

سیاتیک به خودی خود یک بیماری یا تشخیص نیست. این اصطلاح برای طیف وسیعی از علائم است که به طور کلی شامل درد، سوزن سوزن شدن، ضعف و/یا بی حسی در قسمت پایین کمر، باسن، پاها و/یا پاها می شود. سیاتیک می تواند به دلایل مختلف مکانیکی، عروقی، عصبی و روان تنی ایجاد شود، اگرچه اکثریت قریب به اتفاق بیماران مبتلا به نوعی از علل ستون فقرات تشخیص داده می شوند.

منابع تشخیص داده شده رایج در ستون فقرات سیاتیک می تواند شامل موارد زیر باشد: بیماری دژنراتیو دیسک، فتق دیسک، خارهای استخوانی آرتروز، تنگی روزنه، تنگی ستون فقرات، اسپوندیلولیستزیس، اسکولیوز، رادیکولیت شیمیایی ناشی از فتق دیسک و هیپرلوردوز شدید کمری. شایع‌ترین علل ساختاری غیر نخاعی سیاتیک، سندرم پیریفورمیس و اختلال عملکرد مفصل ساکروایلیاک است. در حالی که درست است که تقریباً همه این شرایط می توانند باعث درد عصب سیاتیک پایین تنه شوند، این واقعیت نیز وجود دارد که این علائم به ندرت طولانی باقی می مانند و تقریباً همیشه به خوبی به درمان های مناسب پاسخ می دهند.

اگر سیاتیک ناشی از یک علت ساختاری به طور کلی یک مشکل مزمن نیست و معمولاً با درمان مشخص می شود، پس چرا اکثر بیماران هرگز از درد خود بهبود نمی یابند؟ این یک سوال قدیمی است که چندین نسل است که بیماران سیاتیک و مراقبین را درگیر خود کرده است. پاسخ به این سوال واضح تر می شود زیرا تحقیقات جدید به شیوع اپیدمی ایسکمی به عنوان علت منطقی اکثر سندرم های درد سیاتیک و درد رادیکولار عمومی اشاره می کند. ایسکمی به عنوان کمردرد کم اکسیژن نیز شناخته می شود و می تواند به دلایل مختلف تشریحی ایجاد شود که اغلب با عملکرد ضعیف قلب یا عروق همراه است. با این حال، اکثریت قریب به اتفاق سندرم های درد ایسکمیک، نتیجه مستقیم یک درد ضروری روانشناختی یا روان تنی است که توسط ناخودآگاه به عنوان مکانیزم دفاعی در برابر عبارات سرکوب شده، سرکوب شده و کاملا ناخودآگاه خشم، ترس، ناامنی، خود پایین استفاده می شود. -احترام، احساس گناه، پشیمانی و سایر مسائل عاطفی منفی و بسیار حساس.

پزشکان آموزش گسترده ای در زمینه پزشکی ذهن و بدن دریافت نمی کنند و در سنت دکارتی آزمایش شده با زمان آموزش داده می شود تا بدن انسان را به عنوان یک ماشین بزرگ و پیچیده بسازند. این رویکرد درمانی نادرست، بی‌اثر و مسئول مستقیم اپیدمی درد مزمن است که سیستم سلامت ما را تا مرز شکست سنگینی می‌کند. پزشکان باید از این واقعیت آگاه شوند که ذهن و بدن در واقع با هم کار می کنند تا همه شرایط بیماری و سلامتی را ایجاد کنند. پزشکان باید به جنبه عاطفی درد مزمن بپردازند. مهمتر از همه، پزشکان باید از سرزنش درد مداوم ناشی از بزهای قربانی تصادفی و کاملاً طبیعی ستون فقرات، مانند ناهنجاری های دیسک و آرتروز ستون فقرات، خودداری کنند. رویکرد پزشکی برای مدیریت کمردرد یک شکست اسفناک است، و زمان آن فرا رسیده است که مراقبان این ایده را به خود جلب کنند که تقریباً در هر چیزی که در مورد کمردرد معمولی و سیاتیک قابل قبول است، کاملاً اشتباه هستند. هنگامی که این اتفاق افتاد، گام های واقعی به سمت درمان موثر می تواند آغاز شود …

خوشبختانه در حال حاضر تعداد فزاینده ای از پزشکان وجود دارند که حقیقت را در مورد درد مزمن پذیرفته اند و در درمان آن با رویکردی کاملاً روانی-عاطفی بسیار موفق بوده اند. آمار درمان با دانش درمانی باورنکردنی است، برخلاف انبوهی از روش‌های پزشکی عمدتاً تنبیهی و زیان‌آور مانند جراحی ستون فقرات، دستکاری‌های مداوم کایروپراکتیک، درمان‌های دارویی پرخطر، و درمان‌های تزریقی تهاجمی. شگفت‌آور است که چگونه درمان‌های روان‌شناختی درد جسمی را برای همیشه تسکین می‌دهند، در حالی که درمان‌های فیزیکی چیزی جز دستیابی به اثرات موقت دارونما و چرب کردن کیف پول کارکنان پرستاری انجام نمی‌دهند.

https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر