شهادت و وصیت امام محمد باکر (ع) – اوکان


شهادت امام محمد باکر (ع)، طریقه شهادت امام محمد باکر (ع)، وصیت نامه امام محمد باکر (ع)

شهادت و وصیت امام محمد باقر (ع)

وصیت امام
شیخ کلینی در کتاب کافی از امام رضا (ع) نقل می کند که امام باکر (ع) هنگام وفات فرمودند:

هنگام وداع با زندگی، زمین را برایم باز کن و قبری آماده کن، پس اگر به تو گفتند مرگ رسول خدا (ص) بوده است، تأیید کن.
مؤلف: دلیل این سخن این است که امام باکر (علیه السلام) تقسیم زمین را از جهاتی بهتر می دانست، هر چند توانایی لحد بالاتر بود.

کلینی در سند خود از امام صادق (علیه السلام) نقل می کند که فرمود:
پدرم تمام کتاب ها و سلاح ها و آثار و امانت های پیامبران را که در اختیار او بود به من داد. پس چون زمان مرگش فرا رسید به من گفت: چهار شاهد را فراخوان. چهار نفر از قریش را صدا زدم که یکی از آنها نافع مولا عبدالله بن عمر بود.

پس به من گفت:
«کلماتی را که یعقوب به فرزندانش گفت، بنویسید: فرزندانم، خداوند برای شما دینی برگزیده است و تا تسلیم خواست خدا نباشید، آن را ترک نمی کنید. و محمد بن علی به جعفر بن محمد وصیت کرد و دستور داد او را در جامه ای که در هر جمعه در آن نماز می خواند ببرد و کفن بر او بپوشاند و عمامه اش را بر سرش ببندد و قبرش را بپوشاند و چهار گوشه بیافریند. و فضا چهار اینچ بالاتر از زمین است و باندهای تابوت او را هنگام دفن باز می کند.

سپس به شاهدان گفت: برگردید، خدا شما را رحمت کند! امام صادق (ع) فرمود: به پدرم گفتم: ای پدر! در این وصیت نامه چه بود که شاهد خواستید؟ گفت: پسرم! به بهانه اینکه من وصیتی برای شما نگذاشتم و خواستم برای شما دلیل و دلیل بیاورم بجنگند. در واقع امام (علیه السلام) می خواست همه بدانند که جعفر بن محمد (علیه السلام) ولی و جانشین اوست و پس از آن امام.

امام صادق (علیه السلام) در کافی در سریال پخش خود فرموده است که فرمود:

روزی در هنگام بیماری، پدرم به من گفت: پسرم، گروهی از قریش را که در مدینه زندگی می کنند، به اینجا دعوت کن تا آنها را شاهد قرار دهم. من هم همینکار را انجام دادم. آن گاه حضرت در حضور آنان به من فرمود: ای جعفر هنگام وداع با دنیا مرا بشوی و بپوشان و قبرم را چهار انگشت از زمین بگذار و آب بر آن بپاش.

وقتی شاهدان رفتند، به پدرم گفتم: اگر به من دستور می دادی که این کارها را انجام دهم، حتماً انجام می دادم. چرا می خواهی چند نفر را به عنوان شاهد نزد تو بیاورم؟ گفت: پسرم، نخواستم با تو نزاع کنند. (یعنی بعد از من در امامت و خلافت با تو نزاع نکنند و بدانند که تو ولی من هستی).

کلینی در قهوه از امام صادق علیه السلام در سریال پخش خود نقل می کند که فرمود:

پدرم در وصیت نامه اش نوشته بود که او را در سه جامه دفن کنم. یکی لباس جمره او بود که با آن نماز جمعه می خواند و دو پیراهن دیگر. پس به او گفتم: چرا این مطالب را می نویسی، گفت: می ترسم مردم با تو مجادله کنند و بگویند که او را در چهار یا پنج جامه می پوشی، ولی اطاعت می کنی. من عمامه به سرم می زنم و البته عمامه را کفن نمی دانم، اما عمامه چیزی است که بدن را می پوشاند.

شیخ کلینی در سند خود آورده است که امام باکر (ع) هشتصد درهم وصیت کرده بود که برای مراسم عزاداری ایشان اختصاص داده شود و آن را سنت می دانست. چون پیغمبر می فرمود: برای اهل بیت جعفر غذا تهیه کنید، آنها هم به وصیت او عمل کردند.(کتاب: سیره معصوم، جلد ۵، صفحه ۴۵، نویسنده: سید محسن امین، ترجمه: علی حجتی کرمانی)

شهادت امام محمد باکر (ع)، طریقه شهادت امام محمد باکر (ع)، وصیت نامه امام محمد باکر (ع)

شهادت امام باکر (ع)
امام بکیر (ع) پس از عمری تلاش در راه بندگی خدا و احیای دین و ترویج علم و خدمات اجتماعی در جامعه اسلامی در روز هفتم ذی الحجه سال ۱۱۴ (۱) درگذشت.

در سال وفات و شهادت آن حضرت نظر دیگری وجود دارد، گروهی از مورخین در ۱۱۷ (۲) و برخی در ۱۱۸ (۳) و گروهی اندک در ۱۱۶ (۴)، ۱۱۳ (۵)، ۱۱۵ (۱۱۵) هستند. ۶). و ۱۱۱ (۷) ذکر شده است ولی بیشتر منابع تاریخی به سال ۱۱۴ اشاره شده است (۸).

منابع تاریخی و تاریخی مرگ او را به زهر نسبت داده اند، سمی که بخشی از حکومت بنی امیه را شامل می شد. (۹)
در برخی از روایات آمده است که امام باکر (ع) با زین مسموم مسموم شد به گونه ای که بدنش از شدت زهر به سرعت متورم شد و دلیل شهادتش نیز همین بوده است. (۱۰)

در روایات تاریخی و تاریخی افراد یا افراد مختلفی که در این ماجرای خائنانه دست داشته اند ذکر شده است، برخی منابع هشام بن عبدالملک را عامل شهادت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله معرفی کرده اند. (۱۱)
بخشی دیگر ابراهیم بن ولید را وسیله ای برای مسمومیت معرفی می کند. (۱۲)
برخی از روایات نیز بر این باورند که زید بن حسن که از امام باکر (علیه السلام) کینه شدیدی داشت، عامل این توطئه بود. (۱۳)

بی تردید امام باقر (ع) در زمان خلافت هشام بن عبدالملک از دنیا رفت، (۱۴) زیرا خلافت هشام از سال ۱۰۵ تا ۱۲۵ قمری بود. مورخان از رحلت امام باکر (ع) در سال گذشته یاد کرده اند. این سال ۱۱۸ هجری قمری است. (۱۵)
اگرچه روایات ظاهراً متفاوت است، اما با توجه به اندکی منابع روایی و تاریخی، صحت همه آنها محال نیست زیرا لازم نیست یک نفر مسئول شهادت امام باکر باشد. ص) چنین کرده است که هر داستان و روایتی یکی از آنها را ذکر می کند.

با توجه به رفتار خشن و خشم آلود هشم با امام باقر (ع) و دشمنی مستمر بنی امیه با خاندان علی (ع)، شکی نیست که امام بکر (ع) قصد نابودی داشته است – اما راه غیر علنی همچنان مستحکم است.

روشن است که هشام از قدرت های مورد اعتماد خود برای اجرای توطئه خود استفاده کرد، لذا ابراهیم بن ولید (۱۶) عنصر امید و اهل بیت علیهم السلام را به خدمت گرفت و امکانات لازم را فراهم کرد. انتخاب فردی که از اعضای داخلی خاندان علی (ع) محسوب می شود و می تواند بدون مانع در محیط زندگی امام باقر (ع) قدم بردارد و کسی در آن دخالتی نداشته باشد تا هشام خیانت کند. نقشه توسط او قابل اجراست و امام به شهادت می رسد.

امام بکیر (علیه السلام) به شهادت رسید و به لقاء خدا شتافت و در جوار درگاه پدر بزرگوارش امام سجاد (علیه السلام) و عموی پدرش حسن بن علی (علیه السلام) باکی به خاک سپرده شد. (۱۷)

توجه داشته باشید:
۱ – فریک الشیعه ۶۱ پرچم الوری
۲ – تاریخ یعقوبی ۲/۳۲۰، تحکیرات الخواص ۳۰۶، فصول مهم ۲۲۰، اخبار دولتی و آثار ۱۱ اول، آمبولانس مشتاق ۱۹۵، نورالابصار، مزدارانی ۶۶ و … پیچ در سیاری، منابع کجاست. ? ، درخواستی که در آن نوشته شده بود “گفته شد”.
۳ – کشف الگامه ۲/۳۲۲، متوفای مشهور ۴/۱۷۴، تاریخ ابوالفداء ۱/۲۴۸، متمم المختصر ۱/۲۴۸، مشاهیر شیعه ۱/۶۵۰.

۴ – المختصر فی اخبار البشار ۱/۲۰۳ متمم المختصر ۱/۲۴۸.
۵ آینه بهشت ​​۱/۲۴۷
۶ کمال بن اثیر ۵ / .۱۸۰
۷- اعمال مناصبان در نشانه های خلافت ۱/.۱۵۲.
۸ – طبقات الکبیر ۵/۲۳۸، اصول کافی ۲/۳۷۲، تاریخ امت ۱۹۷، ارشاد المفید ۲/۱۵۶، دلائل الامام ۹۴، تاج الموالد ۱۱۸، مناقب ۴/۲۱۰، سیره الاشراف. ۴ / ۴۰۹، الانوار البهیه ۱۲۶، تاریخ ابن خلدون ۲/۲۳، عمده الطالب ۱۳۷، قطعات طلا ۱/۱۴۹ و.

۹- صاعقه سوزان ۲۱۰، احقاق الحق ۱۲/۱۵۴، یاری خواهش ها، با حاشیه نور دید ۲۵۴، حرکت غم ها، جواهر من ۲۴۴.
۱۰ – الخریج و الجرائره، راوندی ۶۰۴/۲، شهر المجیز ۳۴۹، بحار ۴۶/۳۲۹، مستدرک الواصل ۲۱۱/۲.
۱۱- اعمال کفار در نشانه های خلافت ۱/۱۵۲، مصباح کور. ۵۲۲
۱۲- شمش طلا ۷۴، رهنمودهای امامت ۹۴، صفات ابن شهرآشوب ۴/۲۱۰، بابهای مهم ۲۲۰، الانوار البهیه.۱۲۶.

۱۳- منبع شرح در پاورقی شماره ۱
۱۴ – تاریخ یعقوبی ۲/۳۲۰، مروج الذهب ۳/۲۱۹، الانوار البهیه ۱۲۶، مشهور شیعه ۱/۶۵۰.
۱۵. در کتاب اخبار الدعا و اطهار الاول ص انجام شد. خلافت هشام و ابراهیم بن ولید می توانست یکی از متفکران آن باشد.

۱۶. ابراهیم بن ولید بن عبدالملک بعدها در سال ۱۲۹ به خلافت رسید، اما خلافت او زیاد دوام نیاورد و هفتاد روز بعد کشته شد. رجوع به تاریخ الخلیفه، سیوطی، ۲۵۴ شود.
۱۷ – تیم های شیعه ۶۱، اصول کافی ۲/۳۷۲، ارشاد المفید ۲/۱۵۶، دلائل الامامه ۹۴، علم الوری ۲۵۹، کشف الگاما ۲/۳۲۷، تذکره الخواص ۳۰۶، لامپ کفه ب. ، Shuffles of Gold 1/149 و …
برخی منابع می گویند که پیامبر اکرم هنگام وفات در شهر مدینه نبوده، بلکه در یکی از روستاهای مکه یا شام به نام حمیمه بوده و پس از شهادت به مدینه منتقل شده است.
ر.ک: وفات العیان ۴/۱۷۴، المکتسر فی اخبار البشار ۱/۲۰۳، کسب الحق ۱۲/۱۵۲.

کتاب: سیره سیاسی امام باکر (ع)، صفحه ۲۲
نویسنده: احمد ترابی
منبع: aviny.com